تبلیغات
مطالب جالب

مطالب جالب

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

 

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست


ادامه مطلب

+نوشته شده در شنبه 15 اسفند 1388 ساعت02:17 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

یارو میگه اون بالا چی كار میكنی میگه دارم توت میخورم میگه این كه درخت چناره میگه توت تو جیبمه
________________________________________
یه ترکه تو قرعه کشی بانک شرکت میکنه براش شش ماه زندون در میاد 
________________________________________
یه تركه میره استادیوم تو استادیوم همش بالاسرش نگاه میكرد بهش میگن بنده خدا چرا مسابقه رو نمی بینی میگه : ایلده دنبال كلمه زنده میگردم
________________________________________
یه تركه چشماش رو باز میكنه گوشاش نمی شنوه


ادامه مطلب

+نوشته شده در دوشنبه 10 اسفند 1388 ساعت01:09 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

گویند: «تقلب مفهومی‌است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید:

تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را

تاریخچه‌ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه‌ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه‌ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه‌ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش‌های فوق العاده ابتدایی (البته در مقابل ترفند‌های کنونی) صورت گرفت. بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه‌ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود.


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن 1388 ساعت11:26 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

دختر ها

توی ماهیتابه روغن میریزن
اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میكنن
- تخم مرغها رو میشكنن و همراه نمك توی ماهیتابه میریز
چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میكنن

پسرها

توی كابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
توی كابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میكنن
ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
توی ماهیتابه روغن میریزن
توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن 1388 ساعت06:04 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که ان هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک 
ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن 1388 ساعت06:01 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

دیروز شیطان را دیدم ، در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ، فریب می فروختمردم دورش جمع شده بودندهیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستندتوی بساطش همه چیز بود غرور ، حرص ، دروغ ، جاه طلبی ... . هرکس چیزی میخرید و در ازایش چیزی می دادبعضی ها تکه ای از قلبشان را و بعضی پاره ای از روحشان رابعضی ایمانشان را می دادند و بعضی آزادگی را
ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن 1388 ساعت05:59 ب.ظ توسط farbod tt | نظرات |

 

1-خانمها مثل رادیو هستند..... هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند


۲-  خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن را برید


۳-  خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون میرسه بعد رعد صداشون


ادامه مطلب

+نوشته شده در یکشنبه 25 بهمن 1388 ساعت11:25 ق.ظ توسط farbod tt | نظرات |